پنجشنبه دهم فروردین 1391
نوروز مبارک
 

 

نوروز زیبا بر همه هم وطنانم بخصوص اهالی جنوب استان کرمان مبارک

 

 

+ نوشته شده در 11:59 توسط موسی یوسف زاده .
سه شنبه دوم اسفند 1390
مشخصات
+ نوشته شده در 8:41 توسط موسی یوسف زاده .
جمعه ششم آبان 1390
قالب جدید سایت رودبارزمین

 

 

قالب جدید وب سایت هفته نامه رودبارزمین بر روی سایت این هفته نامه قرار گرفت

 

www.roodbarzamin.com

+ نوشته شده در 15:42 توسط موسی یوسف زاده .
چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390
تنپوشی از کلمات
با سلام

ساده و مختصر بگویم :

تنپوشی از کلمات، نمایشگاه هنر چاپ دستی اشعار محلی کهنوج و جیرفت روی لباس، آثار خانم هدی یوسف زاده

زمان: هم اکنون تا 25 شهریور صبح ها ۹ تا ۱۱:۳۰    عصرها ۵ تا ۱۹:۳۰

مکان: اداره ارشاد اسلامی شهرستان کهنوج

 

منتظر حضور سبزتان هستیم

+ نوشته شده در 13:58 توسط موسی یوسف زاده .
دوشنبه نهم خرداد 1390
جنوب کرمان، چاه بلوچ، محرومیت

سلام

برگشتم به ایران بدلایل مهم و همچنین یکی که مهمترین چیز در زندگی ام به حساب می آید، اینبار ادامه تحصیل و همچنین کار در وطن، این مدت هم بدلیل یکسری کارهای مهم و نداشتن اینترنت درست و حسابی، از نوشتن دور بودم .

بعد از مدتها، دیروز به یکی از مناطق بسیار محروم رودبار جنوب بنام چاه بلوچ رفتم . این روستا که در حدود ۳۵کیلومتری شهرستان رودبار قرار دارد از یک طرف به پمپ های طرح احرار قرار دارد و از طرف دیگر به بیابانی که به روستای مندوست کشته منتهی می شود متصل می شود شغل مردم چاه بلوچ شتر بانی است اهل سواد در بین انها چند دانش آموز است . با آقا مهدی بهرامی آشنا بودیم و به اتفاق عمو رفتیم تا هم آقا مهدی که آنجا معلم بچه های روستا هستند را ببینیم و هم دیدن محرومیت در منطقه. عجب لذتی داشت دور شدن از زندگی ماشینی و عجب غمی داشت دیدن هم وطنان نازنینی که هنوز از ابتدایی ترین امکانات زندگی محروم هستند، عجب غمی داشت دیدن مردمانی که هنوز یعضی از آنها به شغل خوشه چینی مشغولند . به حق که متن توانایی توصیفش را ندارد اما تصاویر گویای همه چیز است :

 

دختر بچه در رودبار جنوب

دختر بچه ای که به گفته مادرش غذای همیشگی اش نان خالی و گاهی همراه با ماست است و شکم باد کرده اش خبر از وجود آلودگی در آب منطقه می دهد

 

بچه های کپر نشین رودبار جنوب

فرشته و حسین که بدلیل دوری از مدرسه آرزوی دکتر و مهندس شدن را از ذهنشان حذف کرده اند 

 

بچه های کپر نشین رودبار جنوب

بچه ها و خانه ای که با طوفانی بچه ها را بی سرپناه می کند

 

کپر

 خانه ای با تمام جهریزیه ای که مادر بچه ها به خانه اش آورده و سالها با آن زندگی می کنند

 

خانواده کپرنشین در رودبار جنوب

بچه ها و مادرشان

 

چاه بلوچ

چاه بلوچ، همسایه بچه ها که خانه اش را طوفان شب گذشته خراب کرده

 

 

 

مردم از الاغ برای حمل و نقل استفاده می کنند

 

چاه بلوچ، بدنبال آب شیرین برای پخت و پز

 

پیرزن خوشه چین اهل عباس آباد رودبار جنوب

 

 

پیرزن خوشه چین اهل عباس آباد رودبار جنوب

پیرزن خوشه چین و صحبت های پر دردش

 

پیرزن خوشه چین اهل عباس آباد رودبار جنوب

 

 

دانش آموزان مدرسه در عباس آباد رودبار جنوب

سالن امتحانات مدرسه

 

دانش آموزان مدرسه در عباس آباد رودبار جنوب

 دانش آموزان مدرسه

 

مهدی بهرامی، معلم مدرسه عباس آباد رودبار جنوب

آقا معلم عزیز که در محروم ترین منطقه کشور با استفاده از اینترنت موبایلش در تلاش است تا با وبلاگش صدای مردم محروم منطقه اش را به گوش همه برساند تا شاید گوش مسئولان بشنود

نمی دانم چه باید گفت فقط می دانم نگفتن از این همه محرومیت و نرساندن داد این مردمان به گوش انسانهای دیگر گناه کبیره است، تا چه برسد به خوردن حق آنها توسط کسانی که در کاخ های مجللشان نشسته و با حق این مردمانی که صدایی برای داد زدن ندارند تند و تند حسابهای بانک های خارجی شان را پر می کنند . وای بر کسانی که حق این بچه های روستایی بی سواد بدون شناسنامه و همیشه گرسنه را می خورند و یه لیوان آب هم رویش، همینطور که کم کم گندش در می آید همه تان رسوا می شوید انشالله .

بزودی گزارش مفصلی از این سفر در هفته نامه رودبارزمین چاپ شده و در سوتله نیز قرار داده می شود

 

وبلاگ آقا معلم : http://rodbar1.blogfa.com

 

+ نوشته شده در 19:44 توسط موسی یوسف زاده .
دوشنبه شانزدهم اسفند 1389
شرلوک هلمز و معاونش

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار کرد و گفت: "نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟" واتسون گفت:"ميليون ها ستاره مي بينم".هلمز گفت: "چه نتيجه اي مي گيري؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدري فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقي بيش نيستي! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند .

 

ایران 

+ نوشته شده در 2:0 توسط موسی یوسف زاده .
دوشنبه سوم آبان 1389
نی کردی

 

 

خانم های سبزی فروش میدان امام

 

نادونوم چطو بو یه دفه یاد عموم کفتوم ، همایی که نی کردی ازنه ، دلم بی نوای نی عمو تنگ بوده ، یادمنه یه دفه وقتی نی ای ازه صداش ضبطم که ، اگه خیلی وقتن گوشتون نکرده حلا اتاهین گوش کنین ، نادونوم شما هم ایطو ابهین یا نه ولی مو وقتی نی کردی گوش اکنم جونوم مور مور اکنه مخصوصا نوای اشتر قطار .

 

برگردان فارسی :

نمی دونم چی شد که یکدفعه به یاد عمو افتادم ، همون عمویی که نی محلی رایج در منطقه خودمونو می نوازن ، دلم برای نی نوازیشون تنگ شده ، یادمه یه دفعه وقتی که می نواختن صدای نی رو ضبط کردم ، اگه شما هم خیلی وقته که گوش نکردین الان می تونین گوش کنین ، نمی دونم شما هم وقتی که این موسیقی رو گوش می کنین بدنتون مور مور میشه یا نه ؟ من وقتی که گوش می کنم مخصوصا قطعه اشتر قطار این حس به من دست می ده .

 

 

لطفا جهت دانلود کلیک فرمایید 

 

پی نوشت :

متن اول به لهجه ی محلی ارم نارم ( Aram Naram ) نوشته شده است

نی کردی ( Ney Kordi ) : نوعی نی نوازی رایج در شهرستان های جنوبی استان کرمان

 

Monday, 25 Octobr 201023:01 Malaysia

 

+ نوشته شده در 18:23 توسط موسی یوسف زاده .
دوشنبه سوم آبان 1389
دیدار 1400 دلیرمرد ایرانی در جوار امام غریب
+ نوشته شده در 0:15 توسط موسی یوسف زاده .
یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389
الحمدلله
الحمدلله به لطف خداوند مهربان اولین موفقیت حاصل شد و ترم اول دانشگاه با نمره خوبی پشت سر گذاشته شد .

 

 برج های دوقلوی مالزی

KLCC Twin Towers

 

Saturday, 17 Octobr 2010, 22:11 Malaysia

 

+ نوشته شده در 16:30 توسط موسی یوسف زاده .
دوشنبه دوازدهم مهر 1389
لوار و شوباد در مالزی
 

وقتی می پوشیش سوز لوار و خنکای شوباد کهنوج رو حس می کنی ، لباس محلیمو می گم ، مهم نیست کجایی ، مهم اینه وقتی تنت می کنیش یاد اجداد خونگرم و مهمون نوازت می افتی ، یاد محد ایسف می کنی حتی همینجا که اثری از گفتن کلمه هایی چون ننه و باوا و دده ی دلاله نمیبینی ، هر چی بو می کنی خبری از بوی نون کرسکی نیست هر چند که حیف و صد حیف تو این دوره زمونه همون دختر روستایی هم نشسته و سریال مسخره فارسی ۱ رو میبینه و اصلا نمی دونه تنور و نون محلی چیه .

هر کجای دنیا که می خوای باش ، مهم اینه که کهنوجی هستی

 

 


شوباد Showbad : باد خنک و بسیار ملایمی که شب های کهنوج مالک آن است

لوار Lowar : باد گرم و سوزنده

محد ایسف Mahad Isof : پدر بزرگم

کرسکی Korsoki : نون محلی 

Monday, 4 October 2010, 23:47 Malaysia

 

+ نوشته شده در 19:18 توسط موسی یوسف زاده .