
آنقدر این گفتگو زیباست که دلم نیامد برای شما دوستان مطلبی را به این گفتگو اختصاص ندهم

همسر امام : ايشان به من خيلي احترام ميگذاشتند، يعني يك حرف بد يا زشت به من نميزدند. حتي در اوج عصبانيت، هرگز بي احترامي و اسائه ادب نميكردند، هميشه در اتاق، جاي خوب را به من تعارف ميكردند. هميشه تا من نميآمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نميكردند. اوايل زندگيمان هفته اول يا ماه اول، يادم نيست به من گفت من به كار تو كاري ندارم به هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش. اما آنچه از تو ميخواهم اين است كه واجبات را انجام بدهي و محرمات را ترك بكني، يعني گناه نكني.
به مستحبات خيلي كاري نداشتند، به كارهاي من كاري نداشت هر طوري كه دوست داشتم زندگي ميكردم. به رفت و امد با دوستانم كاري نداشتند، چه وقت بروم چه وقت برگردم، ايشان به درس و تحصيل مشغول بودند و من هم سرم به كار خودم بود.
چند روز پیش که ایام فاطمیه هم بود به کهنوج رفتم . یک شب که از میدان اصلی شهر رد می شدم دو جوانی که معلوم بود جنوبی هم نیستند توجه ام را جلب کردند . این دو جوان رنگ و قلم و کلیشه به دست سر میدان اصلی شهر ایستاده بودند و به هر خودرویی که رد می شد دست تکان می دادند تا شاید بایستد و شیشه ی عقبش را با کلیشه ی یا فاطمه زهرای صدیقه پشت نویسی کنند . هیچ زمان در کهنوج چنین حرکتی را ندیده بودم و به همین دلیل کنجکاو شدم و چند دقیقه با هم گپی زدیم .
در اول صحبت هایشان از شهرداری بابت انجام ندادن هیچ حرکتی در سیاه کوبی شهر برای ایام فاطمیه بسیار گله مند بودند .

هدفشان را از انجام این کارشان پرسیدم و آنها اینطور جواب دادند :
ما از هشت سال پیش با جمعی ۸ نفره و با پشتیبانی خیرین کشور ، سازمان تبلیغات قم و اصفهان و مراجع تقلیدی چون آیت الله وحید خراسانی و آقای صید صادق شیرازی ، حجت ابطحی تصمیم گرفتیم که برای تبلیغ فرهنگ عزاداری در ایام فاطمیه و حسینی به استان های مرزی کشور که جدیداً تبلیغ ادیان دیگر در آنها شیوع پیدا کرده سفر کنیم و در هر شهر یک روز بمانیم . تیم ما امروز به ۸۰ تا ۱۰۰ نفر متشکل از مداحان و مبلغان و ... رسیده و همچنان در حال افزایش است .
من که از این حرکت با ارزش بسیار خوشحال شده بودم به آنها قول دادم که حتماً خبر این حرکت را در وبلاگم منتشر کنم . برای این جوانان عزیز آرزوی موفقیت روزافزون داریم .

امیدواریم روزی مکتب فاطمی سراسر دنیا را فرا گیرد
این مطلب در وبلاگ رسمی شهرستان کهنوج
به آسمان نگاه کنيد ، زلزله ها از آسمان می آيند
مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر آسيب و بلايی که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.
برای مطالعه ی کامل مقاله به اینجا تشریف ببرید
عروج ملکوتی آیت الله بهجت فومنی را به تمام مسلمانان دنیا تسلیت می گوییم
و صلواتی برای آن بزرگوار می فرستیم
آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی از مراجع تقلید بزرگ شیعه و از شاگردان میرزای نائینی و آیت الله العظمی بروجردی ساعت 4 عصر امروز در بیمارستان ولی عصر قم در سن 96 سالگی درگذشت. فقیه بزرگی که شرکت در نماز وی از خاطره انگیزترین لحظات هر مسافر شهر قم شمرده می شد.
از سال 77 که شایعات فراوانی مبنی بر چشم برزخی و کرامات وی منتشر شد، وجهه علمی و فقهی وی عملاً به فراموشی سپرده شده و نماز وی بسیار شلوغ تر از قبل برگزار می شد. هرچند بارها این شایعات از سوی وی و نزدیکانش تکذیب شده بود.
مسجد آیت الله بهجت (فاطمیه) در مرکز شهر قم از دیرباز به عنوان مرکز تجمع طلبه ها شناخته می شد. حتی در دوران انقلاب نیز با وجود عدم نقش فعال سیاسی آیت الله بهجت، نماز جماعت وی مرکز تجمع طلاب مبارز بود. اما آیت الله کهنسال قم که از نظر اخلاقی نیز مورد تأیید بزرگان شیعه بود، ترجیح می داد در سیاست دخالت چندانی نکند و از نظر فقهی نیز شاهد تفاوت هایی میان دیدگاه های وی با دیدگاه های رسمی بودیم.
اگرچه وی مدت زیادی از عمر خود را در قم سپری نمود، اما باید وی را پرورده مکتب فقهی نجف دانست. او در کنار فقهای بزرگی چون حضرات آیات عظام سیستانی، منتظری و حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید مهم کنونی شیعه شمرده می شد.
چند ساعت پس از رحلت این مرجع بزرگ، هنوز در رسانه ملی خبر خاصی نیست !
به نقل از http://tourjan.blogfa.com

آه ! آقا بخدا سنگینه
چشم هایی پر بغض و کینه
بغض هایی خفته توی سینه
سینه ها مملو آه و آتش

دست هایی که اسیر پینه
سنگ ها هم به گمانم دارند
قصد تسخیر دل آیینه
پسرانی که شبیه سهراب
مادرانی که چنان تهمینه
روزهایی همگی با شنبه
هفته هایی همه بی آدینه
درد ها را تو بگیر از دوشم
آه ! آقا بخدا سنگینه
شاعر : مهدی میرزایی ( شاعر توانای روستای تمگران قلعه گنج )
برگرفته از کتاب قحطی بریده امان بلوچ را ، نوشته ی مهدی میرزایی
